ناظم الاسلام كرمانى
376
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
بايد بر طبق دستخط عمل شود گفتم همين دستخط را در جواب اهالى فارس مخابره ميكنم گفت مخابره كنيد باز سه مرتبه پيغام دادم كه اگر اين دستخط باهل فارس برسند نتيجهء خوشى نخواهد داشت جواب دادند كه جواب همين است كه گفتيم ما هم تلگراف كرديم همين كه اهالى فارس ديدند كه اين گونه جواب آنها را دادند بقونسولخانه انگليس پناهنده شدند آنچه نبايد بشود شد حالا فارس هم از دست ما رفت نه تنها فارس خواهد رفت بلكه تمام بنادر و سرحدات ايران رفته است اگر اين مطالب را بطوريكه ما ميگوئيم بشاه بگويند و برسانند گمان ندارم كه كارها اين شكل بشود از قراريكه يكى از اهل درب خانه نقل كرد و ميگفت آنچه شماها ميگوئيد بشاه نميرسانند و اگر هم بعض اوقات بعرض شاه برسانند ميگويند كه اينها شاه را نميخواهند اينها جمهورىطلب ميباشند و اللّه به خدا و به اجداد طاهرينم و به صد و بيست و چهار هزار پيغمبر قسم است كه مقصود ما يك كلمهء عدل است مگر در مملكتى كه پادشاه هست نبايد مجلس عدلى بوده باشد اين يكمشت مردم بيچارهء ايران بكه عرض و داد كنند شماها نميدانيد كه در ولايتها اين حكام چه ظلمها ميكنند رعيت بيچارهء ايران خودش و اهل و عيالش بايد نان ذرت و جو بخورند كه ماليات ديوان را بپردازند نه رعيتى باقى مانده و نه در خزانهء پادشاه چيزى موجود است پادشاه بواسطهء خزانه پادشاه خواهد بود و خزانه معمور نميشود مگر بواسطهء آبادى مملكت و مملكت آباد نميشود مگر بواسطهء عدل . حكايت قوچان را مگر نشنيدهايد كه پارسال زراعت به عمل نيامد و ميبايست هر يكنفر مسلمان قوچانى سه رى گندم ماليات بدهد ( سه رى گندم دوازده من گندم است به وزن تبريز كه هر يكمن تبريز ششصد و چهل مثقال است و هر مثقالى به وزن بيست و چهار نخود است . ) چون نداشتند و كسى هم بداد آنها نرسيد حاكم آنجا سيصد نفر دختر مسلمانرا در عوض گندم ماليات گرفته هر دخترى به ازاء دوازده من گندم محسوب و بتركمان فروخت گويند بعضى از دخترها را در حالت خواب از مادرهايشان جدا ميكردند زيرا كه بيچارهها راضى بتفرقه نبودند . حالا انصاف دهيد ظلم از اين بيشتر تصور مىشود همهجا خراب است از طهران بگذريد هرچه باشد پايتخت است بملاحظهء ما هم باشد چندان متعرّض نميشوند در ساير ولايات نه رعيتى مانده و نه مالى مانده چيزى نگذرد كه تماما خودشانرا از دست اين ظلمها بروس و انگليس خواهند بست خداوند خودش رحم كند هرچه ما داد ميكنيم بخرج نميرود و مردم نمىفهمند كه غرض ما غرض شخصى نيست و اللّه به خدا و انبياء و اولياء قسم است اگر مجلسى باشد هم به جهت دولت خوبست و هم براى ملت و رعيت اما كو كسى كه بفهمد اگر هم هزار مرتبه در بالاى منبر بگوئيم و فرياد كنيم كه نخواهند فهميد اى مردم بدانيد و بفهميد همهء شماها مكلفيد برفع ظلم در زمان حضرت امير المؤمنين عليه السلام اهل مصر خدمت حضرت امير المؤمنين ( ع ) شكايت از عمال عثمان كردند حضرت فرمود عدهء مظلومين زيادتر است يا عدهء ظالمين عرض كردند عدهء مظلومين زيادتر است فرمودند پس سبب ظلم خودتان ميباشيد عارضين مقصود را درك كرده جمع شدند و عثمانرا از بين برداشته عمال عثمانرا از كار انداختند و ريشهء ظلم را كشيدند اينك بشما اعلام مىدهم امروز هم باعث ظلم يكنفر شده است كه اتابك باشد او را علاج كنيد شاه رؤف و مهربان و مريض است راضى بظلم و تعدى نيست خبر از مملكت ندارد . آه چه كنيم كه همين